کلیپ جالب

چهارشنبه 09 بهمن 1392
23:46
فــــــــرهـــــاد



چن متن عاشقانه زیبا و فوق العاده زیبا

جمعه 04 بهمن 1392
13:45
فــــــــرهـــــاد

دوست دارمحرف کمی نبود قرار ومدار عشق 

اما چه فایده – 

که نفهمیم یار را! 

ای روح های ناب ! 

دوباره به پا کنید 

قدری برای اهل زمستان 

بهار را !  

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

 

همیشه
در بدترین لحظه ها
تنها رها می کنی مراو
بدترینِ لحظه ها
وقتی است
که تو
مرا
تنها
رها می کنی 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

هر که آید گوید:
گریه کن، تسکین است
گریه آرام دل غمگین است 

چند سالی است که من می گریم
در پی تسکینم 

ولی ای کاش کسی می دانست
چند دریا
بین ما فاصله است
من و آرام دل غمگینم 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

تـمـام مـعـلوم هـا و مجـهـول هایـم را 

بـه زحمـت کـنـار هـم مـی چـیـنم 

فـرمـول وار ؛ 

مـرتـب و بـی نـقـص … 

و تــو 

بـا یـک اشـاره 

هـمـه چـیـز را 

در هـم می ریــزی … 

در شرح حال گل
بنویسید خار را
بر هم زنید : خوب و بد روزگار را . 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

  

چشمهایت سیراب سراب 

و نگاهم، 

تاول زده از تابش تشنگی 

برویم دعای باران بخوانیم ‍. 

تو با دل من 

من با دل تو 

باور کن با لبخند چترهایمان بر می گردیم 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

چرا نمی گویند که آن کشیده سر از شرق - 

آن بلند اندام سیاه جامه به تن، 

دلبرِ دلیر ز شاهراه کدامین دیار می آید 

و نور صبح طراوت بر این شب تاریک چه وقت می تابد؟ 

در انتظار امیدم، 

در انتظار امید طلوع پاک فلق راچه وقت 

آیا من به چشمِ غوطه ورم در سرشک خواهم دید؟ 

از حمید مصدق 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

عشــق اگــر خـط مــوازی نیسـت،چیسـت؟ 

یـ ـا کتـاب جملــه ســازی نیســت،چیسـت؟! 

عشـق اگــر مبنــای خلــق آدم اســت 

پـس چــرا ایـن گـونـه گنــگ و مبهــم اسـت؟ 

پـس چــرا خـط مـوازی مـی شـود!!! 

از چـه رو هــر عشـق،بــازی مـی شــود؟! 

(گلپونه) 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

خیال دلکش پرواز در طراوت ابر 

به خواب می ماند. 

پرنده در قفس خویش 

خواب می بیند. 

پرنده در قفس خویش 

به رنگ و روغن تصویر باغ می نگرد . 

پرنده می داند 

که باد بی نفس است 

و باغ تصویری است . 

پرنده در قفس خویش 

خواب می بیند . 

هوشنگ ابتهاج 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

میان ابرها سیر می‌کنم 

هر کدام را به شکلی می‌بینم 

که دوست دارم 

می‌گردم و دلخواهم را پیدا می‌کنم 

میان آدم‌ها اما 

کاری از دست من ساخته نیست 

خودشان شکل عوض می‌کنند 

بـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد … 

بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم 

بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم 

بـرای بـوسـه ای کـه نـبــود 

بـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــد 

بــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت 

مــرا بـبـخـش … 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد 

نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد 

خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را 

یادمان باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

کـُجـا پـنـاه بـــرم ؟ 

دسـت هــای تـو دورنـد 

و خـُدایـان 

جـبـار تــر از هـمـیشـه 

قـهـار تــر از هـمـیشـه 

بـرنـشسـتـه انـد بـر سکـوی مـسخ بـاورهــا 

خیـره سـری خـُدایـان را 

چـگـونـه بـرتـابـم 

وقـتـی تـو نـیـستـی 

ای یـــار 

ای پـنـاه  همـیـشـه 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

به هـمـان سـادگـی 

کـه کـلاغ ِ سـالـخـورده 

بـا نـخـستـین سـوت ِ قـطـار 

سقـف واگـن مـتـروک را 

تـرک می گـویــد 

دل ، 

دیـگــــر 

در جـای خـود نیـسـت 

بـه همـیـن ســادگـی ! 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

لبخند که می زنم پیدایم می کنی 

باران می بارد، تو از کنارم می گذری 

فریاد نمی کشم که بازگردی 

می دانم امشب این آسمان تاب ماه را ندارد 

لبخند می زنم، 

فراموش می کنم.. 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

وقتی میشی نیاز من که نباشی پیش من 

اشکهای چشمامو ببین که میریزه به پای تو 

بازم که بیقرارمو دلواپسی نگاه تو 

تموم هستی منی بمون همیشه پیش من 

اگر شدم عاشق تو نزار بیتاب بمونم 

لا لایی شبام تویی نزار که بی خواب بمونم 

دارم برات شعر میخونم شاید به یادم بمونی 

فقط یه چیز اذت میخوام همیشه عاشق بمونی 

دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود 

واژه ها رو ولش کنیم عشقمو از چشام بخون 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

دستهایم را تا ابرها بالا برده ای 

و ابرها را تا چشمهایم پایین 

عشق را در کجای دلم ….. 

پنهان کرده ای که : 

هیچ دستی به آن نمیرسد ! 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

غریبه 

نمیدانم 

گنجشک ها که آنقدر شبیه همند 

چطور همدیگر را میشناسند 

و نمیدانم 

چقدر شبیه من هست
که تو دیگر مرا نمیشناسی! 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

من اینک در رواق کهکشانها 

در آوای حزین کاروانها 

در آن رنگین کمان پیر و خسته 

در آن اشکی که بر مژگان نشسته 

در آن جامی که خالی مانده از می 

در آوایی که برمیخیزد از نی 

نشانی از تو می بینم ، 

سراغی از تو می گیرم 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

عاقبت یکروز ما هم زین جهان پرمیکشیم 

باده رفتن ز دنیا را همه سر میکشیم 

بر کن و صد پاره کن این جامه کبر وریا 

وقت رفتن ما همه یک جامه در بر میکشیم

 


عکس های +18

پنج‌شنبه 03 بهمن 1392
23:01
فــــــــرهـــــاد

عــــکسا تو ادامه مطلبه نظر یادتون نره آ اگه نظر ندی خدا یه زن کچل یا یه شوهر ک+18چل بهت بده یا وبت فیلتر شه کیفیت تصاویر بالایه برو ادامه مطلب مخصوص مردان +18 اگه نیستی نری خطر داره مخصوصا تو غزل



دوست مجازی من ...

پنج‌شنبه 03 بهمن 1392
20:57
فــــــــرهـــــاد

06دوست مجازی من...
چند وقت است برایت مینویسم
و تو میخوانی
وگاهی تو مینویسی و من میخوانم

دوست مــــــــــجازی من

این روزها درد دلهایمان را
به زبان نمی آوریم
تایپ میکنیم

مانده ایم اگر این دنیای مجازی نبود
روی دیوار احساس چه کسی مینوشتیم

نامت زیباست اما افسوس مجازی هستی

پشت هر یک از این نوشته ها یک نفرنشسته است
میخواند،فکر میکند،گاهی هم گریه میکند،یا میخندد

برای چند دقیقه هم که باشد از دنیای واقعی مرخصی میگیری
مینشینی برای دل خودت
گاهی هم شب و روز میچرخی در این دنیای رمز دار

ولی میدانم

قدر تمام لبخندهایت تنها هستی
اگر همدمی بود که مجازی نمیشدی

دوست مــــــــــجازی من

گاهی آنقدر بیخود میشویم بین یک دنیا دروغ و اعتقاد

فراموش میکنیم خودمان را
دور میزنیم منطق و باورهایمان را
میخندیم/گاهی هم دروغ میگوییم

نمیدانم....
شاید این معجزه ی مـــــجازی بودنت باشد

دوست مجازی من

بودنت را قدر میدانم♥
.
.
.



─────────▄▀▄▀▄▀▄▀▄───────────▄▀▄▀▄▀▄▀▄
───────▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄───────▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄
─────▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄───▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄
────▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀
────▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀
────▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀
────▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀
────▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀
────▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀
──────▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀
────────▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀
──────────▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀
────────────▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀
──────────────▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀
────────────────▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀
──────────────────▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀
────────────────────▀▄▀▄▀▄▀
──────────────────────▀▄▀



شعر هاي عاشقانه ي كوتاه

پنج‌شنبه 03 بهمن 1392
02:44
فــــــــرهـــــاد


امروز را به باد سپردم
امشب کنار پنجره بیدار مانده ام
دانم که بامداد
امروز دیگری را با خود می آورد
تا من دوباره آن را
بسپارمش به باد


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی از عشقش سرشارترین
آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین
چه دلآزارترین شد چه دلآزارترین


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم به ناله در آمد که
ای صبور ملول
درون سینه اینان نه دل
که گِل بوده ست


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



نها

غمگین
نشسته با ماه
در خلوت ساکت شبانگاه
اشکی به رخم دوید ناگاه
روی تو شکفت در سرشکم


دیدم که هنوز عاشقم آه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو


یک روز نگشت خاطرم شاد از تو
دانی که ز عشق تو چه شد حاصل من
یک جان و هزار گونه فریاد از تو


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در پی آن نگاه های بلند ،
حسرتی ماند و
آه های بلند!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد
غمهای زمانه را فراموشم کرد
یک سیـــنه سخن به درگهت آوردم
چشمان سخنگوی تو خاموشم کرد


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق تو به تار و پود جانم بسته است
بی روی تو درهای جهانم بسته است
از دست تو خواهم که برآرم فریاد
در پیش نگاه تو زبانم بسته است


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گفتم دل را به پند درمان کنمش
جان را به کمند سر به فرمان کنمش
این شعله چگونه از دلم سر نکشد
وین شوق چگونه از تو پنهان کنمش


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای چشم ز گریه سرخ خواب از تو گریخت
ای جان به لب آمده از تو گریخت
با غم سر کن که شادی از کوی تو رفت
با شب بنشین که آفتاب از تو گریخت


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کجایی ای رفیق نیمه راهم
که من در چاه شبهای سیاهم
نمی بخشد کسی جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم کز خدا هم


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هزار بوسه به سوی خدا فرستادم
از آنکه دیدن تو قسمت خدایی بود
شب از کرانه دنیای من جدا شده بود
که هر چه بود تو بودی و روشنایی بود


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
امروز را به باد سپردم
امشب کنار پنجره بیدار مانده ام
دانم که بامداد
امروز دیگری را با خود می آورد
تا من دوباره آن را
بسپارمش به باد


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی از عشقش سرشارترین
آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین
چه دلآزارترین شد چه دلآزارترین


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم به ناله در آمد که
ای صبور ملول
درون سینه اینان نه دل
که گِل بوده ست


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هیچ و باد است جهان
گفتی و باور کردی
کاش یک روز به اندازه هیچ
غم بیهوده نمی خوردی
کاش یک لحظه به سرمستی باد
شاد و آزاد به سر می بردی


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق پیروزت کند بر خویشتن
عشق آتش می زند در ما و من
عشق را دریاب و خود را واگذار
تا بیابی جانِ نو، خورشیدوار


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
روزهایی که بی تو می گذرد
گرچه با یاد توست ثانیه هاش
آرزو باز میکشد فریاد
در کنار تو می گذشت ایکاش


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو را دارم ای گل جهان با من است
تو تا با منی جان جان با من است
چو می تابد از دور پیشانی ات
کران تا کران آسمان با من است


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نرسد دست تمنا چون به دامان شما
می توان چشم دلی دوخت به ایوان شما
از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست
نیمه جانی است درین فاصله قربان شما



عشق يعني ...

پنج‌شنبه 03 بهمن 1392
02:40
فــــــــرهـــــاد

عشق یعنی...  

تا حالا شده عاشق بشين؟؟؟

ميدونين عشق چه رنگيه؟؟؟

ميدونين عشقق چه مزه اي داره؟؟؟

ميدونين عشق چه بويي داره؟؟؟

ميدونين عاشق چه شکليه؟؟؟

ميدونين معشوق چه کار ميکنه با قلب عاشق؟؟؟

ميدونين  قلب عاشق براي چي ميزنه؟؟؟

ميدونين قلب عاشق براي کي ميزنه؟؟؟

ميدونين ...؟؟؟



ميشود كسي را دوست داشت؟

پنج‌شنبه 03 بهمن 1392
02:36
فــــــــرهـــــاد

 

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمی كردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای كفتر و  گنجشك  كلاغای

سیاه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی  ،   دیگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشی  ،  شده كارش فراموشی  ،  دیگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو كه  نیستی  توی  این خونه ،   دیگه  آشفته

بازاریست  ،  تموم  گل ها  خشكیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر كردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذركردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم كه تو می دونی،سرخاك

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

تو

                                                                                              



فاصله ي عاشقونه

پنج‌شنبه 03 بهمن 1392
02:34
فــــــــرهـــــاد

 

 

 

 

 

 

               از راه دورمن تو را                                مي پرستم اي قبله گاه اميد من

 

           از راه دورمن به تو عشق                     مي ورزم تا ديگر اين فاصله ها را حس              

 

           نكني ازراه دور درد دل هاي خودرا به توميگويم و تورادرآغوش محبت هاي خودم  

 

         مي فشارم ؛ آري از همين راه دور هم مي توان دست در شانه ام بگذاري؛باهم   

 

               قدم   بزنيم  به  خواب  عاشقي  مي روم  تا  اين  رويا  برايم  زنده  شود

 

                  خاطره هايم راهميشه درذهنم مرورمي كنم وهيچگاه نمي گذارم                 

 

                     خاطرههاي لحظه ديدارمان ازذهنم دور شود اين فاصله ها

 

                        را  با محبت و عشقم ازبين خواهم برد وكاري ميكنم

 

                            كه اين فاصله ها رو احساس نكني و اين است

 

                                 برام يك خواب عاشقونه؛ خواب نگاه

 

                                     به چشمان هم؛خواب باهم بودن

 

                                          آري  و  اين  است  يك

                                                فاصله عاشقونه



عشق

پنج‌شنبه 03 بهمن 1392
02:30
فــــــــرهـــــاد

 

 

عشق  

 

ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست


چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست

از زمان رفتنت خورشید را گم کرده ام


ناله های ابر را هر شب شنیدن ساده نیست

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

به خاطر روی زیبای تو بود


که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند


به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود


که دست هیچ کس را در هم نفشردم


به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود


که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم


به خاطر دل پاک تو بود


که پاکی باران را درک نکردم


به خاطر عشق بی ریای تو بود


که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم


به خاطر صدای دلنشین تو بود


که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست


و به خاطر خود تو بود


فقط به خاطر تو

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com



عاشقي

پنج‌شنبه 03 بهمن 1392
02:28
فــــــــرهـــــاد

0عاشقت خواهم ماند

عاشقت خواهم ماند

بی آنکه بدانی

دوستت خواهم داشت

بی آنکه بر لب آرم

در دل خواهم گفت

به هیچ سخنی گوش نخواهم داد

بی هیچ اندوهی در آغوشت

خواهم گریست

بی آنکه حس کنی

در تو آب خواهم شد

بی هیچ گرمایی

کنار آشیانه تو آشیانه میکنم

و فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم

میپرسند برای چه زنده ای؟

و من برای زندگی تورا بهانه میکنم

 

 

آوای باد انگار آوای خوشکسالیست

دنیا به این بزرگی یک کوزه سفالیست

باید که عشق ورزید باید که مهربان بود

زیرا که زنده ماندن هر لحظه احتمالیست

 

 

عشق گاهی از درد دوری بهتر است

عاشقم کرده ولی گفته صبوری بهتر است

در قران خوانده ام یعقوب یادم داده است

دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است

 

 



صفحه قبل1...3132333435صفحه بعد